![]() |
![]() |
|
| عاشقانه های من |
|
-در سکوت، دانش در تو قیل وقالی ندارد. مشاهده توشفاف است – زنگاری بر آینه نیست ... آنچه را که هست بازتاب می دهی. و در این بازتاب است که هر عملی فضیلت است . -آزادی هدف زندگی است . بدون آزادی، زندگی ابداً معنایی ندارد. منظور از آزادی ، آزادی سیاسی،اجتماعی یا اقتصادی نیست. آزادی یعنی آزادی از زمان ، آزادی از ذهن وآزادی از آرزو. -نخستین گام آن است که زندگی را همان گونه که هست بپذیری. با این پذیرش، آرزو محو می گردد، فشار وتنش محو می گردد، نارضایتی محو می گردد: احسان شادی می کنی بدون اینکه دلیل خاصی در میان باشد. -هنگامی که خوشی قائم به دلیلی باشد، پایدار نخواهد بود. اگر خوشی قائم به هیچ دلیلی نباشد، پایدار است و برای همیشه می ماند. -نه نیازی به امید است ونه نیازی به نومیدی. زندگی کن اینجا و همین لحظه. زندگی سراسر بهجت است ، همین جا نعمت می بارد وتو به جای دیگری نظر داری. -عشق ترس را دور می سازد، همچنان که نور ظلمت را. اگر حتا برای لحظه ای عاشق شده باشی. ترس از بین رفته وفکر کردن متوقف شده است . در ترس، فکر کردن ادامه می یابد. با ترس بیشتر، ناگزیر از فکر کردن بیشتری . |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 15:9 توسط حمید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
انجمن ادبی ققنوس |
|
RSS
|