تبليغاتX
برگ های خزان - سخنانی از اشو
عاشقانه های من

-در سکوت، دانش در تو قیل وقالی ندارد.
مشاهده توشفاف است – زنگاری بر آینه نیست ...
آنچه را که هست بازتاب می دهی.
و در این بازتاب است که هر عملی فضیلت است .


-آزادی هدف زندگی است .
بدون آزادی، زندگی ابداً معنایی ندارد.
منظور از آزادی ، آزادی سیاسی،اجتماعی یا اقتصادی نیست.
آزادی یعنی آزادی از زمان ، آزادی از ذهن وآزادی از آرزو.


-نخستین گام آن است که زندگی  را همان گونه که هست بپذیری.
با این پذیرش، آرزو محو می گردد، فشار وتنش محو می گردد، نارضایتی محو می گردد:
احسان شادی می کنی بدون اینکه دلیل خاصی در میان باشد.


-هنگامی که خوشی قائم به دلیلی باشد، پایدار نخواهد بود.
اگر خوشی قائم به هیچ دلیلی نباشد،
پایدار است و برای همیشه می ماند.


-نه نیازی به امید است ونه نیازی به نومیدی.
زندگی کن اینجا و همین لحظه.
زندگی سراسر بهجت است ،
همین جا نعمت می بارد وتو به جای دیگری نظر داری.


-عشق ترس را دور می سازد،
همچنان که نور ظلمت را.
اگر حتا برای لحظه ای عاشق شده باشی.
ترس از بین رفته وفکر کردن متوقف شده است .
در ترس، فکر کردن ادامه می یابد.
با ترس بیشتر، ناگزیر از فکر کردن بیشتری .
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 15:9  توسط حمید |