تبليغاتX
برگ های خزان
عاشقانه های من

-در سکوت، دانش در تو قیل وقالی ندارد.
مشاهده توشفاف است – زنگاری بر آینه نیست ...
آنچه را که هست بازتاب می دهی.
و در این بازتاب است که هر عملی فضیلت است .


-آزادی هدف زندگی است .
بدون آزادی، زندگی ابداً معنایی ندارد.
منظور از آزادی ، آزادی سیاسی،اجتماعی یا اقتصادی نیست.
آزادی یعنی آزادی از زمان ، آزادی از ذهن وآزادی از آرزو.


-نخستین گام آن است که زندگی  را همان گونه که هست بپذیری.
با این پذیرش، آرزو محو می گردد، فشار وتنش محو می گردد، نارضایتی محو می گردد:
احسان شادی می کنی بدون اینکه دلیل خاصی در میان باشد.


-هنگامی که خوشی قائم به دلیلی باشد، پایدار نخواهد بود.
اگر خوشی قائم به هیچ دلیلی نباشد،
پایدار است و برای همیشه می ماند.


-نه نیازی به امید است ونه نیازی به نومیدی.
زندگی کن اینجا و همین لحظه.
زندگی سراسر بهجت است ،
همین جا نعمت می بارد وتو به جای دیگری نظر داری.


-عشق ترس را دور می سازد،
همچنان که نور ظلمت را.
اگر حتا برای لحظه ای عاشق شده باشی.
ترس از بین رفته وفکر کردن متوقف شده است .
در ترس، فکر کردن ادامه می یابد.
با ترس بیشتر، ناگزیر از فکر کردن بیشتری .
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 15:9  توسط حمید | 


ما اينجاييم وخدا آنجا و بين ما آتش . آتش نميگذارددستمان به خدا برسد

ما اينجاييم و خدا آنجا و بين ما دريا . دريا نميگذارددستمان به خدا برسد.
گاهي اما براي رسيدن به او نه اطاعت به كار مي ‌آيد،نه
عبادت ، نه ذكر و نه دعا،نه التماس و نه استغفار
تنها بي‌باكي است‌كه بكار مي‌آيد. بي‌باكي عبور از آب
و بي‌باكي گذشتن از آتش
گذشتن از آتش، اما نه به اميد آن كه آتش گلستان شود وتو ابراهيم
گذشتن از دريا، اما نه به اميد آنكه دريا شكافته شود وتو موسي
آتش را به اميد سوختن گذشتن و دريا را به اميد غرق شدن
جاده ايمان خطرناك است پر آب و پر آتش. مسافراني بي
پروا مي‌خواهد. آنقدر بي‌پروا كه‌ پا بر سر همه چيز بگذارند و از سر همه چيز
بگذرند.
از سر دنيا و آخرت،از سر بهشت و جهنم. آنان كه ميترسند
از لغزيدن و مي ترسند از افتادن به راه ايمان نمي‌مانند.
ايمان را به جسارت بايد پيمود نه به ترس.زيرا خداوند
آن سوي جسارت ‌است نه اين سوي ترديد و ترس

گفتاري از عارف رباني شيخ خرقاني

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 15:8  توسط حمید |