تبليغاتX
برگ های خزان
عاشقانه های من
پشت سرم قدم بر ندار من شاید نتونم برای تو راهنما باشم ..جلوتر از من هم قدم بر ندار ..

شاید توانایی به دنبالت اومدن  رو نداشته باشم..

کنارم قدم بردار و همراه و دوستم باش ..


درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته ی مرا به نام عشق
و مرا به نام کوچکم صدا بزن

وقتی که پرنده کوچک از کنار گل زیبا رفت و برنگشت
گل خیال کرد که پرنده بیوفا بود و به دنبال گلی دیگر رفت
اما گل خبر نداشت که پرنده در قفسی اسیر است
و در قفس نیز به یاد او آواز سر می دهد.
حتی گل خبر نداشت که پرنده باور دارد پرنده بودن خود را هم مدیون گل است.
و گل این را هم نمی دانست که پرنده تا همیشه او را دوست دارد.
حتی در قفس...!

                                               

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 23:27  توسط حمید | 
مویینه به بر کردی وبی ذوق تپیدی
آنگونه تپیدی که به جایی نرسیدی
در انجمن شوق تپیدن دگر آموز
   
دم چیست ؟پیام است ،شنیدی ؟نشنیدی
در خاک تویک جلوه عام است ندیدی
دیدن دگر آموز وشنیدن دگر آموز
 
ما چشم عقاب دل شهباز نداریم
چون مرغ سرا لذت پرواز نداریم
ای مرغ سرا خیز و پریدن دگر آموز
 
تخت جم و دارا سر راهی نفروشند
این کوه گران است به کاهی نفروشند
با خون دل خویش خریدن دگر آموز
 
نالیدی وتقدیر همان است که بودست
آن حلقه زنجیر همان است که بودست
نومید مشو ناله کشیدن دگر آموز

شاعر : اقبال لاهوری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 0:23  توسط حمید |